loading...

اخبار موبايل

بروزترين خبرهاي موبايل

بازدید : 97
چهارشنبه 5 شهريور 1399 زمان : 20:36

قسمت اول سریال آقا زاده ساعاتی پیش از پلتفرم‌های VOD منتشر شد و همانطور که انتظار می‌رفت، دقیقا محصولی است که از سازمان سینمایی اوج انتظار می‌رود. یک محصول پر زرق و برق، پر از خرج که اجازه دارد از خطوط قرمزی عبور کند که هیچ سریال و فیلمی در ایران اجازه نزدیک شدن به آنها را هم ندارد. اوج دو دسته محصول دارد، یکی آنها که زیادی شعارگونه هستند و یکی محصولاتی که حرفش را در حاشیه می‌زند. سریال آقازاده اما همانطور که از اسمش برمی‌آید، جزو آن دسته محصولاتی است که حرف‌هایش را با پتک به سر مخاطب می‌کوبد و آن را به زمخت‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.

در قسمت پایلوت سریال تقریبا فاز و هدف آن مشخص می‌شود. قرار است با دنیای فاسد و زیرزمینی آقازاده‌ها و برخی مسئولین کشور روبرو شویم، دنیایی که در آن ماشین‌های پرزرق و برق وجود دارد و مهمانی‌های زیرزمینی برگزار می‌شود که در آن معاملات سودجویانه برقرار می‌شود، دنیایی که در آن پرستوها وجود دارند و به بستر برخی مسئولین می‌روند تا فیلم‌شان منتشر شود و آن مقام مذکور به اصطلاح رام و حرف گوش کن شود. شاید نوشتن این متون پیش از این در هر رسانه‌ای، باعث مشکل آفرین شدن می‌شد اما اوج هر بار با هر فیلم و سریالی که به عنوان سرمایه‌گذار در آن نقش دارد، کاری می‌کند که نوشتن از این موارد علنی‌تر شود. اینها حرف‌هایی است که در فضای مجازی و توی تاکسی‌ها زده می‌شود و حالا در سریال جدید اوج علنا به نمایش در می‌آید، آنهم با ستارگانی متعدد که احتمالا دستمزدهای بالا باعث بازی‌شان در این اثر شده و لاغیر.

در ده دقیقه ابتدایی سریال یک ماشین بنز خرد و خاکشیر می‌شود و مشخص می‌شود که دختر داخل ماشین، پیش‌تر در نقش پرستویی برای یک آقا زاده کار می‌کرده است. آقا زاده‌ای به نام نیما که در کار تجارت آثار هنری است و با پولش هر کاری که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و حالا با کمک یک کارشناس قدیمی آثار هنری، قصد دارد یک نقاشی جعلی را به عنوان اثری تازه کشف شده از سهراب سپهری به دنیا قالب کند.

متاسفانه سریال آقازاده در یک جوزدگی کامل به سر می‌برد، از موسیقی تند و بی‌جهتی که در تک تک سکانس‌های آن شنیده می‌شود (از To The Bad Bone گرفته تا دیگر تم‌های موسیقی تند) تا نحوه نمایش نوشتارهایی که می‌خواهد لوکیشن و زمان فیلم را به نمایش در بیاورد و حتی میان پرده‌هایی که بیخود و بی‌جهت از چهره بازیگران با لوگوی سریال هر ده دقیقه یکبار به نمایش در می‌آید و آدمی را یاد میانه انیمه‌ها می‌اندازد! آقازاده می‌خواهد به زور فریاد بزند که من سریال خفن و هیجان انگیزی هستم و مرا دریابید، این کار را با حرکات تند دوربین و پرش صفحه و مطرح کردن موضوعات آنسوی خط قرمزی انجام می‌دهد، حتی جایی که علنا از یک فیلم مستهجن مقام مسئولی صحبت به میان می‌آورد و خنده‌های زن و مرد را به تصویر می‌کشد تا یک صحنه مثلا اروتیک خلق کند.

بازیگران انگاری که به زور در نقش‌های خود ظاهر شدند و بازی خوبی از خود برجای نمی‌گذارند، نیکی کریمی از همه بدتر ظاهر می‌شود و بازی تصنعی که نشان می‌دهد بیشتر شبیه به یک عروسک خیمه شب بازی است تا یک هنرپیشگی. از بین تیم بازیگری امین حیایی می‌تواند گلیم خود را آب بیرون بکشد و بهتر از بقیه ظاهر می‌شود. سریال در شخصیت پردازی خود هم ضعیف عمل می‌کند و با اینکه می‌خواهد کاراکتری به اسم «مانلی» را یک دختر شهرستانی نشان دهد که قربانی پرستو بودن در سیستم شده و یا نیما را یک آقازاده بدطینت نشان دهد، در هیچ کدام موفق عمل نمی‌کند. مثلا در سکانسی که نیما یک تابلوی شش میلیارد تومانی را می‌ترکاند ولی بعدا مشخص می‌شود که در واقع یک نسخه جعلی را به خانه‌اش آویزان کرده و نسخه اصلی را پنهان کرده، از ابهت و دیوانگی این کاراکتر کاسته می‌شود و به مکار بودنش افزوده می‌شود؛ امری که شاید به نظر بیاید تصمیم درستی بوده ولی سریال می‌خواهد هم به نعل بزند و هم به میخ و نیمای داستان را یک روانی پول‌دوست مکار جا بزند و تکلیفش با خودش مشخص نیست.

دوستی می‌گفت زمانی که پول خوب در امر فیلمسازی و سینما دست سازمان‌هایی چون سازمان اوج است، باید با آنها تا کرد و از این بودجه در راستای ساخت آثاری استفاده کرد که با بودجه‌های اندک نمی‌توان ساخت؛ مثل کاری که فصل پنجم سریال پایتخت کرد و توانست با بودجه این سازمان، فضای سریال را به حال و هوایی ببرد که تا پیش از این امکانش نبود.آن دوست می‌گفت تن دادن به پیام‌های زیرپوستی که اوج می‌خواهد حتما در فیلمنامه کارهایش باشد، می‌تواند زیرپوستی و یا توامان با حس ناسیونالیسم باشد، مانند فیلم تنگه ابوقریب. اما حقیقت اینست که اوج و آثاری که روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کند شبیه به یک موضوعی هستند تا دق دلی و گلایه‌های مردم را کم کنند.

«گاهی زور پول از زور هنر بیشتر می‌شود.» این یکی از دیالوگ‌هایی است که در میانه سریال شنیده می‌شود و می‌تواند به تنهایی توضیح دهنده سریالی مانند آقازاده و دیگر آثار پروپاگاندا محور زمخت اوج باشد. در آقازاده زور پول بیشتر از زور هنر است و چیزی که بیشتر دیده می‌شود یک ریخت و پاش بی‌اساس است که هدف‌های مشخصی در آن وجود دارد، اهداف و حرف‌هایی که پیش از این بارها و بارها در محافل خصوصی مردم گفته شده و شایعاتی پیرامون آقازاده‌ها و کارهایشان پیچیده شده اما این بار قرار است از یک بستر رسمی یعنی یک سریال به نمایش در بیاید. باید گفت اسم با مسمایی برای سریال انتخاب شده است.؛چرا که آقازاده تفاوت چندانی با یک آقازاده فیزیکی در دنیای واقعی ندارد، سریالی است که به واسطه آقازادگی‌اش (سرمایه‌گذاری شده توسط اوج) می‌تواند حرف‌هایی بزند و کارهایی بکند که دیگر کارگردانان و تهیه‌کنندگان از رسیدن به آنها محروم هستند.

برای دانلود سریال آقازاده کلیک کنید

قسمت اول سریال آقا زاده ساعاتی پیش از پلتفرم‌های VOD منتشر شد و همانطور که انتظار می‌رفت، دقیقا محصولی است که از سازمان سینمایی اوج انتظار می‌رود. یک محصول پر زرق و برق، پر از خرج که اجازه دارد از خطوط قرمزی عبور کند که هیچ سریال و فیلمی در ایران اجازه نزدیک شدن به آنها را هم ندارد. اوج دو دسته محصول دارد، یکی آنها که زیادی شعارگونه هستند و یکی محصولاتی که حرفش را در حاشیه می‌زند. سریال آقازاده اما همانطور که از اسمش برمی‌آید، جزو آن دسته محصولاتی است که حرف‌هایش را با پتک به سر مخاطب می‌کوبد و آن را به زمخت‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.

در قسمت پایلوت سریال تقریبا فاز و هدف آن مشخص می‌شود. قرار است با دنیای فاسد و زیرزمینی آقازاده‌ها و برخی مسئولین کشور روبرو شویم، دنیایی که در آن ماشین‌های پرزرق و برق وجود دارد و مهمانی‌های زیرزمینی برگزار می‌شود که در آن معاملات سودجویانه برقرار می‌شود، دنیایی که در آن پرستوها وجود دارند و به بستر برخی مسئولین می‌روند تا فیلم‌شان منتشر شود و آن مقام مذکور به اصطلاح رام و حرف گوش کن شود. شاید نوشتن این متون پیش از این در هر رسانه‌ای، باعث مشکل آفرین شدن می‌شد اما اوج هر بار با هر فیلم و سریالی که به عنوان سرمایه‌گذار در آن نقش دارد، کاری می‌کند که نوشتن از این موارد علنی‌تر شود. اینها حرف‌هایی است که در فضای مجازی و توی تاکسی‌ها زده می‌شود و حالا در سریال جدید اوج علنا به نمایش در می‌آید، آنهم با ستارگانی متعدد که احتمالا دستمزدهای بالا باعث بازی‌شان در این اثر شده و لاغیر.

در ده دقیقه ابتدایی سریال یک ماشین بنز خرد و خاکشیر می‌شود و مشخص می‌شود که دختر داخل ماشین، پیش‌تر در نقش پرستویی برای یک آقا زاده کار می‌کرده است. آقا زاده‌ای به نام نیما که در کار تجارت آثار هنری است و با پولش هر کاری که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و حالا با کمک یک کارشناس قدیمی آثار هنری، قصد دارد یک نقاشی جعلی را به عنوان اثری تازه کشف شده از سهراب سپهری به دنیا قالب کند.

متاسفانه سریال آقازاده در یک جوزدگی کامل به سر می‌برد، از موسیقی تند و بی‌جهتی که در تک تک سکانس‌های آن شنیده می‌شود (از To The Bad Bone گرفته تا دیگر تم‌های موسیقی تند) تا نحوه نمایش نوشتارهایی که می‌خواهد لوکیشن و زمان فیلم را به نمایش در بیاورد و حتی میان پرده‌هایی که بیخود و بی‌جهت از چهره بازیگران با لوگوی سریال هر ده دقیقه یکبار به نمایش در می‌آید و آدمی را یاد میانه انیمه‌ها می‌اندازد! آقازاده می‌خواهد به زور فریاد بزند که من سریال خفن و هیجان انگیزی هستم و مرا دریابید، این کار را با حرکات تند دوربین و پرش صفحه و مطرح کردن موضوعات آنسوی خط قرمزی انجام می‌دهد، حتی جایی که علنا از یک فیلم مستهجن مقام مسئولی صحبت به میان می‌آورد و خنده‌های زن و مرد را به تصویر می‌کشد تا یک صحنه مثلا اروتیک خلق کند.

بازیگران انگاری که به زور در نقش‌های خود ظاهر شدند و بازی خوبی از خود برجای نمی‌گذارند، نیکی کریمی از همه بدتر ظاهر می‌شود و بازی تصنعی که نشان می‌دهد بیشتر شبیه به یک عروسک خیمه شب بازی است تا یک هنرپیشگی. از بین تیم بازیگری امین حیایی می‌تواند گلیم خود را آب بیرون بکشد و بهتر از بقیه ظاهر می‌شود. سریال در شخصیت پردازی خود هم ضعیف عمل می‌کند و با اینکه می‌خواهد کاراکتری به اسم «مانلی» را یک دختر شهرستانی نشان دهد که قربانی پرستو بودن در سیستم شده و یا نیما را یک آقازاده بدطینت نشان دهد، در هیچ کدام موفق عمل نمی‌کند. مثلا در سکانسی که نیما یک تابلوی شش میلیارد تومانی را می‌ترکاند ولی بعدا مشخص می‌شود که در واقع یک نسخه جعلی را به خانه‌اش آویزان کرده و نسخه اصلی را پنهان کرده، از ابهت و دیوانگی این کاراکتر کاسته می‌شود و به مکار بودنش افزوده می‌شود؛ امری که شاید به نظر بیاید تصمیم درستی بوده ولی سریال می‌خواهد هم به نعل بزند و هم به میخ و نیمای داستان را یک روانی پول‌دوست مکار جا بزند و تکلیفش با خودش مشخص نیست.

دوستی می‌گفت زمانی که پول خوب در امر فیلمسازی و سینما دست سازمان‌هایی چون سازمان اوج است، باید با آنها تا کرد و از این بودجه در راستای ساخت آثاری استفاده کرد که با بودجه‌های اندک نمی‌توان ساخت؛ مثل کاری که فصل پنجم سریال پایتخت کرد و توانست با بودجه این سازمان، فضای سریال را به حال و هوایی ببرد که تا پیش از این امکانش نبود.آن دوست می‌گفت تن دادن به پیام‌های زیرپوستی که اوج می‌خواهد حتما در فیلمنامه کارهایش باشد، می‌تواند زیرپوستی و یا توامان با حس ناسیونالیسم باشد، مانند فیلم تنگه ابوقریب. اما حقیقت اینست که اوج و آثاری که روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کند شبیه به یک موضوعی هستند تا دق دلی و گلایه‌های مردم را کم کنند.

«گاهی زور پول از زور هنر بیشتر می‌شود.» این یکی از دیالوگ‌هایی است که در میانه سریال شنیده می‌شود و می‌تواند به تنهایی توضیح دهنده سریالی مانند آقازاده و دیگر آثار پروپاگاندا محور زمخت اوج باشد. در آقازاده زور پول بیشتر از زور هنر است و چیزی که بیشتر دیده می‌شود یک ریخت و پاش بی‌اساس است که هدف‌های مشخصی در آن وجود دارد، اهداف و حرف‌هایی که پیش از این بارها و بارها در محافل خصوصی مردم گفته شده و شایعاتی پیرامون آقازاده‌ها و کارهایشان پیچیده شده اما این بار قرار است از یک بستر رسمی یعنی یک سریال به نمایش در بیاید. باید گفت اسم با مسمایی برای سریال انتخاب شده است.؛چرا که آقازاده تفاوت چندانی با یک آقازاده فیزیکی در دنیای واقعی ندارد، سریالی است که به واسطه آقازادگی‌اش (سرمایه‌گذاری شده توسط اوج) می‌تواند حرف‌هایی بزند و کارهایی بکند که دیگر کارگردانان و تهیه‌کنندگان از رسیدن به آنها محروم هستند.

برای دانلود سریال آقازاده کلیک کنید

برچسب ها سریال آقازاده ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

درباره ما
آمار سایت
  • کل مطالب : 27
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 36
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 24
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 37
  • بازدید ماه : 963
  • بازدید سال : 9603
  • بازدید کلی : 9603
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی